مقاله سیاسی نیست . همینجا گفته باشم موضوعش طنز بید .
طنز و جایگاه طنز در ادبیات و تاریخ کشور ما به حدی گسترده است که نبود زبان شیرین طنز زبانی جز زبان آتش به ارمغان نخواهد آورد.
طنز که با قالبی انتقادی و با بیانی شیرین و اما تلخ به بررسی مشکلات جامعه می پردازد به شیوا شدن روابط انسانی و اجتماعی می پردازد تا خشونت و درگیری جایگزین آن نگردد . طنز از دیدگاه من مناسبترین بستر گسترش دمکراسی نرم و منتقد در جامعه است . این قالب ادبی جایگاه خود را در جامعه می گسترد تا هرچه بیشتر انتقادات را از زبان خشک فریاد به نرمی لبخند نزدیک کند .
جایگاه طنزپردازی موفق در جامعه تا حدی تاثیر گذار است که علاوه بر خنده ای که بر لب مخاطب می آورد و عمری دوباره می بخشد می تواند مشکلات کلان جامعه را به شیوایی هرچه تمام تر نقد کند ؛ هرچند به مزاج نقد شونده خوش نیاید .
خوب تا ایجاش رو ادبی گفتم از اینجا به بعدش رو با زبان خودمونی تر . طنز با ایجاد حس نزدیکی ارتباطات اجتماعی تا حد ممکنه جامعه رو به یک جامعه نقاد و شاد تبدیل می کنه . این شادی از سرخوردگی اجتماعی به شکل غیر قابل همتایی جلوگیری می کنه . غالبا انسان شاد یک انسان راضی از شرایط اما در تلاش برای بهتر کردن اوضاع است تا یک ناراضی و پرخواشگر .
برای درک بهتر زبان طنز فارغ از روابط عادی مردم که معمولا در قالب جک یا همون طیفه ها و ... قابل مشاهده هستش ؛ کاریکاتور ، کتاب ها داستانی و شعر ، تئاتر و فیلم های کمدی جایگاه دیگری در این عرصه دارند .
برگردیم به چندین سال پیش به سریال نطقه چین بود یا پاورچین دقیقا یادم نیست ولی هیچ وقت یادم نمیره وقتی مهران مدیری تو یکی از قسمت ها گیر داده بود به بنزین و گرون شدن 20 تومانی بنزین صدای رئیس جمهور وقت (آقای خاتمی) بلند شده که اتفاقی نیفتاده ! و با عصبانیت داد میزد که اتفاقی نیفتاده که همه چیز رو نسبت می دید به قیمت نفت و بنزین ! حالا یه آقایی هم اومده یه برنامه ساخته که از اول تا آخر مملکت رو وصل کرده به بنزین . (نقل به مضمون ) . این بماند که من چقدر کیف کردم که بلخره صداشون دراومد و واقعا حرف دل منم بود هر چند سن و سال زیادی نداشتم .
آخه اون موقع اینجوری نبود که به صورت پراکنده تر ، تورم وارد اقتصاد بشه . یک دفعه قیمت بنزین میرفت بالا کل مملکت هرجور دلشون می خواست می کشیدن رو قیمت کالا و خدمات ! بعد اون سال کم کم شروع کردن به پراکنده کردن نرخ تورم در صنعت و نگذاشتن یک دفعه همه قیمت ها بالا بره و کسی تخلف می کرد باهاش برخورد می کردد . هرچند بالا می رفت ولی اینجوری نبود دیگه که شب بخوابی صبح پاشی ببینی همه چیز ، شوخی نمی کنم ها همه چیز یکهو بره بالا . آخه بابا نرخ نون رو که دولت تعیین می کرد هم می رفت بالا . دلم می خواست نونوا رو خفه کنم . ! (خواستم بگم نون می خریدم اون موقع ) .
خوب این تاثیر یه طنز موفق و درست حسابیه . البته این یه نمونش بود . العان هر چند سال یک بار با اینکه نرخ بنزین معمولا سالانه زیاد میشه کرایه تاکسی بالا میره . (غیر از این یکی دو ساله اخیر اونم بابت حذف یارانه ها و ... )
متاسفانه این چند ساله نقش طنز تو جامعه خیلی کم شده . یادم نمیره که یه موقع انقدر زیاد بودن که کل رسانه رو به خودشون مشغول کرده بودند . تو یه دوره که دقیقا پنج کانال سیمای دولتی کالا از این سریالهای نود قسمتی داشتند . نمی دونستند چه جوری پخش کنن با هم تداخل پیدا نکنند . اونم چه سریالهایی . از آقای مدیری ، غفوریان ، کاردان ، عطاران گرفته تا طنز پردازهای دیگه . اما العان به جرعت می تونم بگم کلا شاید در سال یک یا دو سریال و جون دار طنز پخش بشه اونم نه در حد اون سریالها و نه حتی با زمان اونها . گفتم طنز . نگفتم مسخره بازی . ! به قول آقای مدیری این 90 قسمتهایی که 60 تا بازیگر میزارن توش شبی یکشون رو شوهر میدن و یکشون زن میگیره و همه چیز به خوبی خوشی تموم میشه !
این چند ساله سریالهای آبکی کره ای که حتی از لحاظ فلسفی هم جایگاهی ندارند میدن به خورد ملت . از امپراتور دریا گرفته تا جومونگ 2 !!! خدایی اوشین (نمی دونم یادتون بیاد یا نه ) رو نشون می دادند من مسخرم میومد ولی شرف داشت به کل اینها و تو رده سریالهای خانوادگی واقعا موفق بود . می دونم شاید شما هم طرفدار این سریالها باشید و خیلی هاتون باهاشون گریه کرده باشید !!! ولی عوارض جانبی نبودن سریالهای پخته و با درون مایه قوی رو راحت توی همین حوادث اخیر می شد دید که میگفتن !!!! موسوی جومونگ ایران زمین !!!! ... .
|
+| نوشته شده توسط محمود آزادی در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 16:33