تبليغاتX
برادران آزادی
 

برادران آزادی

روزنوشته ها ، اشعار ، مقالات و مطالب علمی

 
ارتباط با ما برنامه نویسی آموزش شبکه دانلود خانه
 
Liberty
IRAN
نویسندگان وبلاگ
 
پیوندهای وبلاگ
 
کتابخانه مجازی پارسی قفسه
پیونهای روزانه
 
پاکدست RSS
 
Rss-پاکدست
 
 
 خیر آقای احمدی نژاد ! معجزه می کند .
 
من که معمولا اخبارم رو از اینترنت میگیرم مصاحبه دیشب آقای احمدی نژاد رو از تابناک و اینجا خوندم .غالب حرفهای آقای احمدی نژاد هرچند در نگاه اول قانع کننده هستند ولی حرفهای آقای احمدی نژاد در مورد مترو من رو اصلا قانع نکرده . هرچند بقیه بخش ها هم نقد خاص خودش رو داره که اگر وقت کردم حتما می نویسم.

درست است که کلان شهری مثل تهران بودجه زیادی به خود اختصاص داده اما نکته اینجاست که مهاجرت برون شهری و درون شهری در تهران چندین برابر کلان شهرهای دیگه هست . تهران تنها بودجه خودش جوابگوش نیست . متاسفانه مسافرتهای روزانه از سایر شهرهای اطرف تهران به مرکز ، دلیلی شده که تهران هر روز گشنه و تشنه بودجه باشد .

این حرف صحیح است که بودجه تنظیم شده و دست رسی به درآمد هم معمولا پایینتر از پیشبینی بودجه هست ولی نکته مهم همین است که در حال حاظر و با موقعیت فعلی اگر همین بودجه ها تامین نشود بدون شک درآمدها باز هم کمتر از پیشبینی ها می شود چون کلان شهری مثل تهران غالب نیروی انسانی رو در خودش جا داده که معمولا مسافرتهای شهری چندین ساعته دارند و در اکثر موارد نیروی انسانی خودش رو باز هم از شهرهای هم جوار تامین می کنه . حالا بعد از عمری شهرداری برای تهران پیدا شده که با سرعت جت داره بودجه رو خرج میکنه و مشکلات رو حل میکنه !! (بلخره یکی پیدا شد که زیاد داره کار میکنه و بقیه رو شاکی کرده !). این حرفها دلیل نمیشه که بگیم آقای قالی باف بیشتر از بودجه داره خرج می کنه و بدون حساب . این هم که مترو ترن ندارد رو ما خیلی وقته که از زبان آقای قالیباف می شنویم . دسته کم دوسال که آقای احمدی نژاد امروز در موضع متهم قرار ندهند آقای قالیباف رو که چرا خطوط رو آماده کردید ولی اگه ما امروز هم سفارش بدیم ترن ها دوسال دیگه میاد . اما:

باید فکر به حال شهرستانها کرد و همراه با اون تعمین بودجه برای رسیدن به پیشبینی در آمد حاصله رو بالاتر برد .

خدمات آیتی و دولت الکترونیک نیمی از شرکتهای خدماتی و دفاتر فروش و پشتیبانی رو میتونه از مرکز خارج و به شهرستانها انتقال بده به شرط اینکه دولت همکاری کنه و بستر سایبری مناسبی در اختیار مراکز قرار بده که این مستلزم همکاری بخش خصوصی و بخش مخابراتی ایران برای ارائه پهنای باند مناسب دیتا هستش . در واقع با خرج نیمی از بودجه حمل و نقل شهری و اختصاص اون به خدمات سایبری مناسب مهاجرینی که برای تامین بازار سرمایه و مشتری به تهران مهاجرت می کنند تا بتونند خدمات خودشون رو بهتر ارائه بدهند در محل مبدا قابلیت فروش و بازرایابی مناسب رو خواهند داشت .

مخصوصا در کلان شهری با سطح آموزشی تهران که به جرعت میشه گفت حدود نیمی از مردم با خدمات سایبری آشنا هستن . نمونه اینگونه شرکتهای موفق و با در آمد های کلان هم در ایران در همین بستر نامناسب اما رقابتی زیاد داریم که نمونه بارز اون رو میشه شرکتهای فروش محصولات و فروشگاه ها نام برد و در آخر اینکه اصولا عدم وجود راهکار سیاسی باعث شده تا خدمات سایبری که موفقترین عصاره وجودی بازار سرمایه و خدمات مشتریان است تحت فشار شدید دولت برای عدم گسترش قرار گرفته که با این وجود پیشنهاد می کنم مراکز دیتا سنتر داخلی به وجود بیاد که همون شبکه MAN در دنیا هست که میتونه بدون محدودیت پهنای باند و محدودیت های سیاسی خدمات اداری و تجاری را دو چندان کنه و در صورت ارائه راهکار معقول و کوتاه کردن دست افراد سود جو قبل از پروژه قیمت انتقال دیتا رو به نصف و حتی کمتر کاهش داد تا با استقال مراکز خدماتی مواجه بشه .

بدون شک با رشد آیتی در کشور و با نظر به حرف وزیر ارتباطات قبل که می گفت میتونه برای هر ایرانی پنهای باند ۴ مگ رو تهیه کنه باید بگم که تنها راهکارهای غیر معقول سیاسیه که جلوی پیشرفت رو میگیره و حتی راهکارهای معقول سیاسی هم نه !

|+| نوشته شده توسط محمود آزادی در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 و ساعت 12:44  

 سرقت طلا به شیوه فیلم‏های هالیوودی در ازنا
 
امروز یه مطلب تو تابناک دیدم که درمورد یه سری آدم که برای دزدی مسلحانه ریختن تو یه جواهر فروشی تو ازنا ! با عنوان : سرقت طلا به شیوه فیلم‏های هالیوودی در ازنا

توی خبر شرح داده شده بود که چطور سارقان یکی از خیابونهای اصلی شهر رو بستن و توی یه شهر کوچیک که میشه گفت 90 درصد مردم همدیگه رو میشناسن دزدی کردن و پلیس بعد از اینکه آبها از آسیاب افتاده رسیدن ! حالا اینکه دزدی مسلحانه توی این شهر عجیب هستش به کنار ولی نکته مهمتر اینه که این دزدها این همه تجهیزات رو از کجا آوردن !؟!؟

کلاشینکف ، باتوم برقی ، جلیقه ضدگلوله  ، پوتین ، شلوار چریکی ، خودروی هیوندای سفید رنگ ، (احتمالا بیسیم و نارنجک و تانک هم داشتند و خبرگزاری نگفته)

از کلاشینکفش که فاکتور بگیریم که مثل نقل و نبات تو اون مناطق ریخته ، مابقی موارد جور کردنش فوق العاده عجیبه ! باتوم برقی و جلیقه ضد گلوله خریدش برای خود دولت هم سخته چه برسه به افراد عادی ، پوتین و شلوار چریکی هم توی این شهرهای کوچیک خرید کردنش ، اونم به تعداد 4 نفر خیلی جلب توجه میکنه اونم به خاطر اینکه اکثر مردم شهر همیدیگه رو میشناسن و اگه هم نشناسن بدون شک فروشنده به این موضوع شک میکنه . خودروی هیوندای سفید رنگ از همه عجیبتره . تا جایی که من یادمه اگه شما بتونید توی این شهرها تاکسی گیر بیارید شاه کار کردید چه برسه به هیوندا !!

البته بدون شک همه اینها به خاطر خلوت شدن شهر از نیروی امنیته هستش چون در اکثر موارد توی خیابونها حداقل 2-3 تا پلیس هست .

خوب دیگه شهر که شلوغ میشه قورباغه هم هفتیر میکشه . 

بیابید پرتغال فروش را ؟!؟

|+| نوشته شده توسط محمود آزادی در جمعه پانزدهم آبان 1388 و ساعت 12:37  

 وقتی دشمنتان پرخاشگر می شود.
 
وقتی دشمنتون خیلی عصبایه و فریاد میزنه و خشونت به خرج میده دوتا حالت بیشتر نداره ! 

یا گند زدید و واقعا می خواد راهنماییتون کنه که در این حالت فقط داد میزنه و نمیزنه 
یا گند زدند و واقعا می خوان از سر راهشون کنارتون بزنن و موفق نمیشن . که آی داد مینزنه و آی میزنتتون .


البته اینا که گفتن واسه دشمن نادانه و نه دشمن دانا !

|+| نوشته شده توسط محمود آزادی در جمعه پانزدهم آبان 1388 و ساعت 12:11  

 غوزه کاشتن با شیطان
 
روزی انسان و شیطان قرار میزارن که تو محصول کاشته امسال با هم شریک بشن . شیطان قرار میزاه بعد درو ، رو زمینی ها مال من و زیر زمین ها مال تو .

فصل درو فرا میرسه و شیطان که پنبه کاشته بود محصول پنبه رو میچینه و انسان میماند با یه مشت خس و خاشاک ! ۴ سال بعد انسان برای انتقام میگه این سری من رو زمینی ها رو درو میکنم و زیر زمین مال تو . غافل از اینکه محصول امسال چغندر بود !! بازم انسان موند و خس و خاشاک !

از اینجا مثل غوزه کاشتن با شیطان رو برای ما ساخت که با شیطان غوزه نکاریم

|+| نوشته شده توسط محمود آزادی در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 17:3  

 برادر کشی
 
دیروز مطلبی رو تو خبرگذاری ها خوندم مبنی بر قتل بیش از ۱۴۰ نفر و مجروح شدن ۷۰۰ نفر در عملیات انتحاری دیروز در بغداد .

باور کنید اینقدر که جوان ها رو پرپر شده تو خیابون میدیدم دلم نگرفت که از شنیدن این خبر دلم گرفت . بلخره این جونها راهشون رو خودشون انتخاب کرده بودند و می دونستند که ممکنه چنین اتفاقی براشون بیفته . هرکسی راهش رو خودش انتخاب میکنه .

وقتی میشنوم یک هموتن سپاهیم توی عملیات انتحاری کشته شده دلم میسوزه ولی نه اینقدر  که وقتی میشنوم ۱ آدم عادی و شاید رهگذر تو یه جای این کره خاکی توست عملیات انتحاری کشته شده ، دلم میگیره . بلخره هرچی باشه این آدمها راهشون رو انتخاب کردن و برای مبارزه خودشون رو آماده کردند .

نمی دونم این برادر کشی ها تا کی ادامه داره . ولی قصد کردم یه بخش به این موضوع اختصاص بدم . تا جایی که خبر بهم میرسه ثبت کنم . نمی دونم . شاید اشتباه فکر می کنم ولی اگه یه نگاه به عملیات های انتحاری عراق بندازیم ممکنه تعداد کشته هاشون از تعداد کشته های در جنگ این کشور با آمریکا بیشتر بشه . این برادرها دشمن نمی خوان ، وقتی جهل رو برای رفاقت انتخاب کردند .

به امید آزادی اندیشه ، رشد و بلوغ ذهنی آدمها

|+| نوشته شده توسط محمود آزادی در دوشنبه چهارم آبان 1388 و ساعت 20:16  

 وقتی فارسی 1 صدای تابناک رو در آورد
 
مثل اینکه تازه اقایون و یا شاید خانومهای محترم از خواب بیدار شدن و دارن موضوع رو نقد می کنند . اونم اینجا . اما چرا با برخی مواضعشون موافقم ولی از اونجایی که دچار خود سانسوری شدید هستند من خودم نظرات شخصیم رو نوشتم . چیزی که از سر جواهری در قصر بر این اعتقاد بودم .

وقتی شبکه فارسی وان از ۷ ساله تا ۷۰ ساله رو پشت تلوزیون میخ کوب میکنه و اونم برای ساعتهای متمادی و با سریالهای مختلف معلومه که علاوه بر جذب مخاطب هدف دیگه ای هم هست اونم باز کردن پنجره ای جدید به سوی مخاطب ایرانیه . پنجره ای که متاسفانه این چند ساله از رسانه ما حذف شد .

این شبکه تازه تاسیس تونسته بخش عمده ای از جامعه رو به سمت خودش بکشونه ، جامعه ای با تفکرات متفاوت . حالا کنار هم میشنین و در مورد معشوقه صحبت می کنند ! زنهای بی عرضه رو نقد می کنند و با شخصیتهای داستانها همزاد پنداری می کنند . خوب چرا ؟

مشخصا این شکل جذب مخاطب به چند دلیل صورت گرفت .
۱-  اشتباه هات متوالی :
اشتباه هات متوالی رسانه ملی در ارائه مطلوب خدمات به اقشار جامعه با وجود داشتن بیشتر از ۸ کانال تلوزیونی سراسری ، ۱۰ کانال ماهوراه ای و چندین شبکه اینترنتی . اشتباهاتی که با حذف طنز نقاد از رسانه شروع شد و با شروع پخش سریالهای آبکی ادامه پیدا کرد و حذف برنامه های چالشی مزید بر علت شد و تیر خلاص رو پخش بیش از اندازه برنامه های سیاسی با یک تفکر خاص به رسانه ملی زد .

همگی باعث تغییر ذائقه ایرانی در انتخاب سریال ها و تفکراتشون شد . در این بین سریالهای کره ای بیشترین نقش رو بازی کردند . سریالهایی که گزینش شده بودند اما هیچگاه تفکر این که یکروز پای سریالهای گزینش نشده به جامعه باز بشه چه مشکلاتی به همراه خواهند داشت به ذهن مسئولان رسانه ملی کشیده نشده بود . سریالهای افسانه ای و کمو بیش با درون مایه اجتماعی و تظلم . سریالهای که دم از مبارزه میزد . آدمهاش پرواز می کردند ، عصاره ۸۰۰ گیاه می ساختن و عاشق میشدن اما در قرن های دور اما فراموش کرده بودند که همین آدمها در قرن حاظر متدهای دیگه ای دارند ارائه میدن .

۲- شناخت شبکه فارسی وان از جامعه ایرانی و فارسی زبان جهان :

 بدون شک این سریالها در کشورهای خارجی جذب مخاطب کمتری خواهند داشت . مخصوصا در بین مهاجران کشور خودمون . اما این که چرا در کشورهای فارسی زبان منطقه موفق خواهند بود ؛ 
 تمام ماجرا بر می گرده به تاریخ کشور و واکنشهای ایجاد شده در جوامع فارسی زبان موجود و مخصوصا ایران .  اون چیزی نیست جز انکار واقعیت های موجود در جوامعی مثل ایران .

وقایع تلخی که همگی با اون آشنا هستند و شاید می خواهند آشنا بشن . ترس از چند همسری ، ارتباط با معشوقه و ... که شناخت اون از جوامع امروزی ما حذف شده . ترسی که در بین جوامعی با تفکراتی مثل ایران وجود داره . جامعه ای که چند همسری رو نمی پذیره . هرچند کاملا قانونی باشه و در برخی مواقع به اون پیشنهاد بشه . زنانی که از باز شدن پای زنهای دیگه تو زندگی شوهرهاشون می ترسند و می دونند راهکاری برای مقابله با اون ندارند . مردهای که از خیانت همیشه ترس و وحشت عجیبی دارند و حتی از جدا شدن میترسند .  خوب شاید دنبال راهکار می گردند و یا حتی دوست دارند بدوند چنین خانواده ای چجوری هستش ، چه مشکلاتی داره و چطوری میشه باهاش مقابله کرد !!

۳ - تنوع در انتخاب مخاطب .

تنوع در انتخاب برنامه های که شاید هرچند آبکی باشند اما در شرایطی که رسانه ملی بیننده خودش رو فراموش کرده وقتی کانالی یک طنز با درون مایه اجتماعی -هرچند به جامعه ما هم ربطی نداشته باشه- پخش می کنه ، وقتی سریاهای منتخب سال رو انتخاب میکنه وقتی پای عشق بدون مرز رو به پای برنامه هاش باز میکنه نتیجه ای نداره جز جذب مخاطبی که رسانه ملی اون رو از دست داده .

۴- فشارهای اجتماعی و مشکلات اقتصادی :

بدون شک کمتر ایرانی رو میشه پیدا کرد که شکست عشقی نخورده باشه ! خوب میگید چه ربطی داره فارسی ۱ ! خیلی راحته . ما ایرانی ها هر موقع بحث این مسائل پیش میاد و از تجربیات تلخ همدیگه حرف میزنیم کسی نیست که حس همزاد پنداری با طرف مقابل نداشته باشه و با تجربه تر ها نگن که مهم نیست بلخره یکی پیدا میشه که مناسبت باشه و خود عشق واقعی با لگد در خونت رو بکوبه ! خوب حالا یکی پیدا شده هی داره از عشق و عاشقی میگه . اونم از جنس کوچه خیابونی (منظورم بین مردم عادیه نه اونهایی که رسانه نشیون میداد ).

همکارت رو دوست داری ، اه اینم همینطوریه ؛ اوه اوه اینم که خانوادش دارن باهاش مخالفت می کنن ؛ اه این دختره چقدر شبیه منه ؛  آخ آخ عین همون روزای من داره خول بازی در میاره .

اینا میتونه بخشی از حرفهایی باشه که هرکودوم از ماها تو سریالهای اینجوری میتونیم بگم . مشکلاتی که به خاطر مخالفت خانواده با یک رابطه ایجاد شده باشه ، از سر بی پولی دارید فشار تحمل می کنید . به خاطر مشکلات اقتصادی مجبور شدید موعد ازدواجتون رو بندازید عقب ، با یه نفر اصلا به تفاهم نرسیدید با اینکه خیلی به هم علاقه داشتید . کسی که دوست داشتید رو موفق نشدید بهش برسید. مادرتون نگرانه که بچش می خواد ازدواج کنه . پدرتون نگران اینده شماست ! سر مهریه و خونه و ماشین و ... دعواتونه . تو کارتون کسی داره زیر آب میزنه ؟ شریکتون دورتون زده ؟ دارید ورشکست میشید ! دشمن قدیمیتون داره براتون میزنه !؟

خوب این بخشی از مشترکات همه ما آدمهاست . چه تو ایران . چه اونسر دنیا . اما مهمترین مسئله چگونگی همزاد پنداری ماها با آدمهای داخل سریال . چیزی که واقعا میتونه باعث ایجاد مشکل اساسی در جامعه بشه . ای فلان فلان شده ! دیدی این همون حرفیه که دیروز زد ها . فردا میرم عین همین حالش رو میگیرم . اه دیدی اینم همون مشکل رو باهاش داشت پس ایرادی نداره منم سخت نمی گیرم . اه این چرا اینجوری کرد نکنه همین بلا سر منم بیاد ! آخ دیدی عشقش از دنیا رفت ، اگه عشق من بمیره چی !!!!

اینهاهم دقیقا جوابهای مشترکیه که فیلم ها همراه خودشون دارند و متناسب با قوانین یک جامعه خاص و دیدگاه های افراد همون جوامع طرح و پاسخ داده میشن و اینه که میتونه برای هر جامعه ای خطرناک باشه . سوالها دقیقا یکی هستش ولی جوابها برای جوامع مختلف متفاوته .

خانوم الف از آقای ب خوشش اومده و نمی دونه چطوری ابراز احساسات کنه :

جواب در فیلم : متناسب با دیدگاه مذهبی و قانونی اون جامعه که چه نوع نگرشی به سوال مطرح شده دارند جواب انتخاب میشه . در ایران هنوز راهکار جامعی برای این مشکل پیدا نشده و هرکسی فیلم خودش رو میسازه ولی سعی می کنه کاری کنه که نهایتا پسره رو به سمت دختره جذب کنه تا خواستگاری و از این حرفها صورت بگیره و اونم از جانب آقا پسر محترم . در کشور مثل هند مشابه ایران عمل میشه ولی با ناز و اشوه بیشتر و البته تا حدود خاص خودش که ایجاد علاقه رو دو طرفه کنه و مطابق عرف هندوستان خانواده عروس به خواستگاری میرن و ... . اروپا و نگرش های اروپایی ؛ دختره خودش رو به پسره نزدیک می کنه اگه بخوان سر و ته فیلم رو به هم بیارن که تا شب نشده دختره بلایی سر پسره میاره که آخر شب معمولا به خونه یکی از طرفین دعوت بشن ! البته برای شب نشینی ! فکرای بد نکنید . هرچند معمولا فیلم هاشون دختر و پسره هم زمان عاشق میشن و یه ۶-۷ سالی با هم زندگی می کنن و بعد از دو سه تا بچه تازه تصمیم به ازدواج می گیرن ولی یه بخشیش به خاطر موضوع طلاق توی این جوامع بر میگرده که تو مثال بعدی میگم .

خانوم الف با شوهرش مشکل پیدا کرده و همسرش از خونه بیرون زده و خانواده رو به حال خودش رها کرده .
جواب در فیلم :  در این مواقع اگه فیلم ایرانی باشه بدون شک کارگردان دنبال راهکاری می گرده تا با میانجیگری ارتباط دو نفر رو دوباره به هم نزدیک کنه و یا بعد از مشکلات خاص خودش از هم جدا بشن و طلاق بگیرند . اما این جواب در یک کشور دیگه ممکنه کاملا متفاوت باشه . ممکنه در کشوری مثل هندوستان باشه و طلاق اساسا برای یک هندی کاملا منفور باشه  و زن خودش رو کلف به ادامه زندگی از لحاظ عرفی بدونه و دقیقا همون مرد هم مورد باز خواست در فیلم باشه ممکنه در اروپا باشه و زن و شوهر خیلی راحت از هم جدا بشن و کارگردان سعی چندانی برای دوباره به هم رسوندن این دو نفر نکنه و مخصوصا اگه رابطه قبل از ازدواجشون باشه . ممکنه درکشور دیگه ای با اعتقادات مذهبی مسیحی باشه که اساسا طلاق وجود خارجی نداره و باید از هم جدا بشن و همدیگر رو ترک کنند ولی هنوز همسر هم هستند و به قولی هرکس میره سی خودش .

خوب حالا فکر کنید که شما دارید یه فیلم هندی می بینید . تو مورد اول تا حدودی راه داره یه خانوم ایرانی یه خورده آب و روغنش رو زیاد کنه ولی بازم نه در حد یه فیلم هندی ! گیریم مستقیم هم بره بگه " من دوست دارم " و ... ولی تازه مشکلات از همین جا شروع میشه . اون چیزی نیست جز در مرحله اول جامعه و ارتباط دختر و پسر به صورت کل قبل از ازدواج و مشکل اساسی تر خانواده ها . کافیه تا خانواده ها یه خورده به هم نیان و یا اینکه یه مشکل کوچیک این وسط باشه که همه کارا رو خراب کنه و خوب همه چیز تموم شد . فیلم هندی همه چیز رو ریخت به هم و کاسه و کوزتون رو ریخت به هم و راهکاری هم بهتون نداد . احتمالا اگه خانوادتون هم به فیلم هندی علاقه نداشته باشن که مشکلاتتون ۱۰۰ برابر میشه ! اروپایی هم که بی خیال اصلا لازم نیست توضیح داد .

دومین مثال هم که معلومه . اگه هندی برخورد بشه خوب چون از طرف جامعه فشاری به مرد وارد نمیشه بدون شک دخل خانوم خونه اومده و تا آخر عمرش باید بد بخت باشه . تو روش کشورهای اروپایی و با دیدگاه مسیحی هم که بی خیال شید . این راهکارها معمولا سرتون رو به باد میده . اگه زیر یه خلوار سنگ له نشید و جون سالم به در ببرید کافیه آتو دست یکی بیفته و ...

|+| نوشته شده توسط محمود آزادی در دوشنبه چهارم آبان 1388 و ساعت 19:7  

 آزادی اندیشه با لنگه کفشم میشه !
 
این کفش پرت کردنم* شده درد سری ها .

چند روز پیش آزادی اندیشه با کفشتو یه روزنامه خاکستری متمایل به سیاه به نقل قول از یه روزنامه زرد متمایل به قهوه ای مطلبی خودم که تو یه جاش ؛یه نگوی ؛ از طرف نگو های دیگه ؛ با پرتاب لنگه محترم کفش مواجه شده بود و البته انگاری از این سوء قصد و ترور نا فرجام جان سالم به در برده بود .اما در این میان  برخی؛ این حرکت انتحاری (لنگ کفش دوم رو با انتحار لنگ اول عملا از جفت مبارکشون محروم کرده بودند ) رو مورد تشویق و برخی دیگه هم مورد انتقاد قرار داده بودند با این جمله  که :  آزادی اندیشه ، با لنگ کفش نمیشه

اخیرا هم که یک روزی نامه زرد متمایل به قهوه ای تو یه عکس با افتخار نشون داده بود که انگاری واسه یه سری آدمهای -با نگرش مجهول - دیگه آزادی اندیشه با لنگ کفش هم میشه . البته لنگه کفش که چه عرض کنم ؛ بلکم پاره آجر.

حالا ما که نفهمیدیم بلخره آزادی اندیشه برای این گروه خاص با لنگه کفش میشه یا نمیشه . !


عملیات انتحاری پرتاب کفش اولین بار توسط یک خبرنگار عراقی انجام گرفت که لنگ کفش مبارک خود رو به سمت رئیس جمهور کشور ایالات متحده (جرج بوش) پرتاب نمودند . این عملیات انتحاری هم ناموفق بود . از اون به بعد خبرنگارها معمولا یک جفت کفش اضافه به عنوان سلاح عملیات انتحاری همراه دارند .

کاریکاتور بریده روزنامه و خبر جنجالی سوسک روزنامه ایران است .

|+| نوشته شده توسط محمود آزادی در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت 20:57  

درباره وبلاگ
 
وبلاگ برادران آزادی
این وبلاگ با هدف برقراری ارتباط با دیگر پارسی زبانان و آزاد اندیشان جهان برای بدست آوردن مطالب ادبی و هنری دوستان پارسی زبان آماده گردیده است لذا خواهشمندیم برای بالابردن کیفیت و کمیت آثار ادبی در ادبیات پارسی هنگام بازدید نظرات , پیشنهادات و انتقادات سازنده خود را برای ما نگارش فرمایید .
در این تارنماهای مشترک شما می تواند مطالبی پیرامون روزنوشته های شخصی ، مطالب علمی و ادبی ، آموزش نرم افزارهای کاربردی و گرافیکی ،آموزش مهندسی نرم افزار و برنامه نویسی و برنامه سازی را مطالعه فرمایید
آرشیو مطالب
 
آرشیو موضوعی
 
پشتیبانی
 

طراحان قالب
 
 
   
 
محمود آزادی