میان این درگیری سیاسی و برخورد های غلط و توهینهای بدون استدلال و مدرک از سوی هر دو گروه سیاسی کشور و متاسفانه تبدیل این فرهنگ غلط به بخشی از فرهنگ جامعه ؛ کم گیر میاد که مطالب میانه رو رو از طرفین دید . مخصوصا در جناح اصولگرا که انگاری دلشان نمی خواهد بی جواب بمانند و به هر وسیله ای جوابی جور می کنند اما این مطلب فارق از ابعاد سیاسی برای جامعه مسلمان و غیر مسلمان میتونه راهکاری باشه تا بیش از این دچار سردرگمی اجتماعی نشیم هرچند در برخی جزئیات با مطلب مشکل دارم ولی لازم دیدم بدون دستبرد در تفکر نویسنده وبلاگ ، مطلب رو کامل درج کنم :
امام علی (ع) : مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَواضِعَ التُّهَمَةِ فَلا يَلوُمَنَّ مَنْ اَساءَ بِهِ الظَّنَّ.
(نهجالبلاغه ـحكمت159)
كسي كه خود را در معرض و در موارد تهمت قرار دهد، نبايد كساني راكه به او سوءظن پيدا ميكنند، سرزنش كند.
در جامعه اسلامي، رابطة بين اعضاي جامعه بر خوشبيني نسبت به يكديگرو عدم سوءظن استوار است. گرچه حكومت و دستگاههاي مسوول آن، درموارد خاصي كه نظم و امنيت جامعه بدان بستگي دارد در حدود شرع و قانون،براي پرسوجو از افرادي كه مظنون هستند مجاز ميباشند، ولي در بين افرادجامعه تجسّس، بدگماني و بدبيني نسبت به هم به هيچوجه جايز نيست. رواياتزيادي بر اين مطلب تاكيد دارند كه: «كارهاي برادر مومن خود را بايد حمل برصحّت كني و به هيچ روي به گمانهزني ناروا نپردازي.» اصلِ اعتماد متقابل وحمل بر صحّت كارهاي مومن تا جايي كه ممكن است، حتي در مواردي كهظواهر امر، زمينههاي بدگماني را فراهم سازد، يك اصل مهم در روابطاجتماعي است.
در كنار اين اصل، اصلِ ديگري هم مطرح است و آن، «اجتناب و پرهيز ازقرارگرفتن در موضع تهمت» است. واقعبيني اسلام و رهبران الهي، موجبشده كه به اين اصل توجه داشته باشند و در عين حالي كه اعضاي جامعه را ازبدگماني و سوءظن پرهيز دهند، از طرف ديگر توصيه كنند كه رفتارِ اعضايجامعه بگونهاي باشد كه زمينة سوءظن را از بين ببرد. درست است كه ديگراننبايد به رفتار شما بدگمان شوند و شما را مورد تهمت قرار دهند، ولي شما هموظيفه داريد كه براي كمك به حفظ سلامت معنوي جامعه از كارهايي كه زمينةبدبيني و بدگماني ديگران را فراهم ميسازد، خودداري كنيد.
واقعيت جامعة بشري اينگونه است كه اگر كسي در رفتار خود، بهملاحظات جانبي توجه نداشته باشد و بدون رعايت و ملاحظة برداشتهايعرفي ـ كه معمولاً از رفتار انسانها منتزع ميشود ـ رفتار كند، خودبخودزمينة بدبيني و گمانهزنيهاي ديگران را فراهم ميكند و در اينصورت، قبل ازهر چيز خود شخص سزاوار سرزنش است! آري! حفظ حرمت و احترامِ هرفردي در جامعة اسلامي، براي ديگران يك وظيفة مهم اخلاقي است، ولي اينوظيفه قبل از ديگران برعهدة هر كسي است كه از رفتار و گفتاري كه به حرمتو احترامِ خود خدشهاي وارد ميسازد، اجتناب كند و واقعياتِ جامعه وبرداشتهاي ديگران از رفتار و گفتار خود را مورد توجه و ملاحظه قرار دهد.
پس براي حفظ سلامت اخلاقي جامعه، علاوه بر اينكه بايد رفتاري داشتهباشيم كه درواقع، شايسته و درست باشد، بايد مراقب باشيم كه مبادا زمينهبدگماني ديگران نسبت به خودمان را فراهم كنيم و پس از اينكه ديگران نسبتبه ما، گمانِ بد بردند و ما را به اموري كه هيچگاه در پي آن نبودهايم متّهمساختند، از آنان گلايه كنيم كه چرا چنين كردند! بله، اين وظيفة ديگران استكه از بدبيني و سوءظن بپرهيزند، ولي اين هم وظيفة ما است كه در رفت وآمدها، نشست و برخاستها، اظهارنظرها، نگاهها، رفتارها، معاشرتها، و...خود را در معرض اتهام قرار ندهيم و از عملي كه موجب بدبيني ديگرانميشود، بپرهيزيم. نگوئيم كه «ما براي نظر ديگران كار نميكنيم و داوريديگران براي ما مهم نيست»، زيرا اين بيتوجهي و بياعتنايي فضاي سالمجامعه را آلوده ميسازد و بازتابِ منفيِ آن فقط متوجه ما نميشود. هر كسيبراي پيشگيري از وقوع جوّ بدبيني و بدگماني در جامعه، اين وظيفه را بايدبراي خود لازم بداند.
امام اميرالمومنين(ع) ما را به همين وظيفه متوجه ميكند و سرزنش كسانيرا كه به ما بدگمان ميشوند، در صورتي كه ما خود را در معرض تهمت قرارداده باشيم سزاوار نميدانند و البته در اين كلام نميخواهند بدگماني ديگرانرا جايز بشمرند و آنان را بيگناه تلقي كنند، بلكه بر مسووليت هر كسي برايپيشگيري از جوّ بدگماني در جامعه تاكيد ميكنند. ما و هر كسي دو وظيفه راتواماً در اين زمينه برعهده داريم: يكي اينكه خود را در معرض تهمت قرارندهيم و از كارهايي كه بطور طبيعي و عرفي موجب بدگماني ديگران ميشودبپرهيزيم. ديگر اينكه در مورد رفتار ديگران، از سوءظن و بدبيني اجتنابكنيم. زيرا برخي بدگمانيها گناه و معصيت است. چنين مراقبتي در جامعه،موجب پيشگيري از مفاسد و زشتيهاي فراواني خواهد شد و ما را گامي به راهامام علي(ع) نزديكتر خواهد ساخت. انشاءاللّه.
منبع : هیئت منتظران ظهور (عج)
|
+| نوشته شده توسط محمود آزادی در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 18:1